پنجشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۹۲

خائن خائن است


ما گروهی از فرزندان ایران زمین از دیار آذربایجان هستیم که دغدغه ایران و ایرانیت داریم. خون شهیدان تاریخ ایران مقدس ترین میراث ما است. ما نمی توانیم به بینیم که عده ای به نام آذربایجان اما به کام دشمنان آن، نام زیبای آذربایجان را یدک می کشند آما به آن خیانت می کنند. ما به عنوان فرزندان آذری که در شهرهای مختلف ایران زمین زندگی می کنیم، تلاش خواهیم کرد که اطلاعات و آگاهی خود را در ارتباط با تجزیه طلبان از دیروز تا امروز در اختیار شما قرار دهیم. این داده ها کاملا دقیق، منصفانه و به دور از آلایش است. 
ما به شما کمک خواهیم کرد تا عوامل سرویس های بیگانه، که به نام پان ترکیست در میان ایرانیان فعالیت می کنند را بشناسید. ما فرزندان آذربایجان در صدد هستیم خیانت گران به ملت را شناسایی کرده و عملکرد و کارنامه آنان در اختیار افکار عمومی قرار دهیم. افکار عمومی در مورد خائنین به ایران داوری خواهد کرد.
هم میهنان، ما فرزندان ایران و آذربایجان وظیفه خود می دانیم که مزد بگیران بیگانه پرست یعنی پان ترکیست ها را هدف قرار دهیم.
هم میهنان! تجزیه طلبان پان ترکیست در درجه نخست دشمن آذربایجان هستند. آنها با مدح و ستایش دولت عثمانی همان دشمن دیرینه ایران و تشیع، و ستایش از دولت ترکیه به عنوان میراث خوار عثمانی (حکومتی که بارها و بارها خاک آذربایجان را به توبره کشید، مردانش را قتل عام کرد و زنان اش به کنیزی برد) نشان داده اند که دلبستگی به آذربایجان ندارند. عثمانیان ضد آذربایجانی که نتوانسته بودند ایران را ضمیمه امپراتوری خون آشام خود کنند و آذربایجان در این مسیر بزرگ ترین سد راه ایشان بود. از همین رو تلاش می کنند تا با پروراندن عناصری خائن از درون آن، آذربایجان را از داخل بپوسانند.
هم میهن! حضور گروهک های تجزیه طلب و قوم گرا در صحنه سیاسی ایران یکی از مهمترین موانع پیشرفت ایران در آینده می تواند باشد. هم میهن! ایران کشوری باستانی، یکپارچه، با یک ملت و یک پرچم است. هم میهن! دوران قوم گرایی به سر رسیده است. جهان به سوی اتحاد پیش می رود. دولت های مدرن و ملی انسان ها را نه بر اساس وابستگی های قومی- قبیله ای که بر اساس مفهوم شهروندی تعریف می کنند. تعلقات قومی مفهومی ما قبل مدرن و خشن و یادگار عصر فئودالی است. مسئولیت شهروندی ما را وا می دارد تا به منافع ملی کشورمان بیاندیشیم و به کشور و جامعه خود وفادار بمانیم.
هم میهن! هر نوع قوم گرایی در نهایت به تجزیه طلبی و جنگ داخلی و کشتار انسان ها منجر می شود.
هم میهن! گروه های قوم گرا، ماموریت دارند همه چیز را برای شهروندان ایرانی سفید و سیاه کنند. آنان در آینده نزدیک تلاش خواهند کرد همه مفاهیم، حوادث و گزاره ها را به ترک –فارس، کرد –ترک و کرد –فارس تقسیم کنند. بیدار باش!
هم میهن! وظیفه شهروندی توست که در راه آرمانها و خویشکاری های ملی گام برداری! ایران ملک مشاع همه ایرانیان است. همه ایرانیان در جزء جزء خاک ایران سهم دارند. چابهار و بندرعباس از آن تبریزی و تبریز از آن اردبیلی و شیرازی است. آگاه باش!
هم میهنان! پان ترکیست ها از سوی دولت های ترکیه، اسرائیل، انگلستان، سوئد، جمهوری جعلی آذربایجان، امریکا و... تقویت می شوند. حرکت سیاسی آنها، زائیده نیاز اجتماعی نیست. آنها خود بازیچه هایی هستند در دست نیروهای پشت پرده، کسانی که ما آنها نمی بینیم اما نقش آفرینی آنها محسوس است. 
مسئولیت شهروندی حکم می کند اخبار و داشته های خود را در مورد تجزیه طلبان ریز و درشت و تحرکات آنان را در اختیار ما قرار دهید تا بقیه شهروندان نیز از آن ها مطلع شوند. شما می توانید تجربه های شخصی خود در ارتباط با پان ترکیست ها را برای ما ایمیل کنید.


به نقل از وبلاگ:
http://iranbasirat.persianblog.ir/post/407

یکشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۲

پول خرد من کو؟

 واقعاٌ در سرزمینی عجیبی زندگی می کنیم. داشتم با خودم فکر می کردم چرا واژه ی تومان به جای ریال در معاملات پولی ایرانیان به کار می رود. اما چیزی که بیشتر ذهنم را به خود مشغول کرده بود این بود که  ریال به عنوان واحد پول ملی ایران است؛  اما اجزای پول ما چیست؟ آن چیزی که در آمریکا به آن سنت می گوین و هر صد تای آن یک دلار است. در فرانسه سانتیم بود و هر صد تای آن یک فرانک. در آلمان فینیگ بود و هر صد تای آن یک مارک. در ترکیه قوروش است و هر صد تای آن یک لیر. در کویت فلس است و هر صد تای آن یک دینار. حالا شما بگویید هر چند تا چیز ما می شود یک ریال؟ یکم ریالی که می دانید چیست؟ همان سکه بسیار ریز و کوچک که در اصطلاح عامیانه به آن یک قـِرانی می گفتند. یادتان می آید زمانی را که کیوسک های تلفن عمومی، سکه ی دو ریالی می خوردند؟ یادش بخیر!ا
 از خیلی وقت ها پیش وقتی که ده دوازده ساله بودم  در  قسمت های انتهایی تقویم های جیبی یک سری اطلاعات مربوط به کشورها اعم از واحد پولشان، پیش شماره تلفنشان، پایتخت هایشان و ... وجود داشت. من خیلی به خواندن این اطلاعات علاقه داشتم، اما یک چیز را متوجه نمی شدم و آن هم اجزای پول ایران بود: دینار
فکرش را بکنید! حتما موقعی که اخبار مربوط به قیمتا نفت را در بازارهای جهانی از تلویزیون می شنوید: گوینده می گوید: مثلا: هر بشکه نفت دریای سیاه، 106 دلار و 65 سنت معامله شد. حالا  فکرش را بکنید: : یاین قیمت این می بود: 106 ریال و 65 دینار!!!ا

شنبه، مهر ۱۵، ۱۳۹۱

مشعلی که جهت شعله اش را باد تغییر داده

چند روز پیش در کنگره حزب حاکم ترکیه (آک پارتی) رهبر این حزب؛ رجب طیب اردوغان در حضور میهمانان خارجی از جمله محمد مرسی، رئیس جمهور مصر و جلال طالبانی رئیس جمهور عراق بر سرنگونی حکومت بشار اسد تأکید کرد. نکته ای که مرا به فکر واداشت حضور خالد مشعل رئیس شاخه ی سیاسی حماس در این کنگره بود و البته همنوایی و همسویی وی با دیدگاههای مخالفان حکومت بشار اسد. با خود اندیشیدم مگر دمشق و بشار اسد سالها میزبان و حامی وی نبودند؟! و سؤال دیگر اینکه آیا خالد مشعل باز هم برای پابوسی خامنه ای و پرکردن جیب هایش به محضر رهبر معظم انقلاب مشرف خواهد شد یا جهت وزش باد تغییر کرده است؟ یک چیز را به خوبی می توان درک کرد: سالهای سال پول ملت ایران در جیب کسانی می رفت و می رود که فقط به ریشمان می خندند. قصد ندارم از حکومت سوریه یا ایران یا مخالفان آنها یا هر طرف دیگری جانبداری کمک. فقط گفتم که یک چیزی گفته باشم.

پنجشنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۹۰

Nowruz

.به توصیۀ مراجع علمی و براساس قواعد آواشناسی (Phonetics)


برای همسانی با یونسکو و برای حفظ وحدت ملّی

نوروز را Nowruz بنویسیم

دکتر بهرام گرامی

به توصیۀ مراجع علمی و براساس قواعد آواشناسی (phonetics)، برای همسانی با یونسکو و برای حفظ وحدت ملّی نوروز را Nowruz بنویسیم. یکنواختی در معرفی این آیین بزرگ باستانی به جهانیان بسیار اهمیّت دارد:

اوّل - ناهمگونی در نوشتن نام نوروز با الفبای لاتین برای ما ایرانیان موضوعی کم اهمیّت و حتّی غیر قابل اعتناست، ولی باید دانست که نوشتن نوروز به دلخواه و سلیقۀ شخصی و به شیوه های متفاوت، غير ايرانی ها را دچار این توهّم نموده که: ۱) سال نو ايرانی نام و نشان درستی ندارد. ۲) اصل و ريشه و معنی آن برای ايرانيان روشن نيست. ۳) گروه های مختلف ایرانی سال نو متفاوتی را جشن می گیرند.

دوّم – گذاری در اینترنت و نگاهی به منابع غیر فارسی نشان می دهد که در نگارش نام نوروز با الفبای لاتین تا چه حد ناهمگونی و تشتّت آراء وجود دارد. بخش اول کلمۀ نوروز را به شکل های Now یا Naw یا Nav یا No و بخش دوّم آن را به شکل های ruz یا rouz یا rooz نوشته اند. علاوه بر این، گروهی دو بخش را سرهم به صورت يک کلمه و عده ای جدا از هم به صورت دو کلمه می نويسند و بعضی هم بين دو بخش آن خط تیره می گذارند.

سوّم - در زبان فارسی دو نوع صدای اُ وجود دارد: صدای کوتاه مانند پُل، بُز و تُن (واحد وزن) و صدای بلند مانند جُور (ظلم و جفا) و شُور (مشورت) است. (و این غیر از "او" کشیده در کلماتی چون زود یا سود است.) شاید مثال خوب برای صدای کوتاه کلمۀ دو (عدد) و کلمۀ دُر (مروارید) و برای صدای بلند کلمۀ دو (دویدن) و کلمۀ دُور (پیرامون) باشد. در فرهنگ بزرگ سخن راهنمای تلفّظ برای عدد و مروارید do و راهنمای تلفّظ برای دویدن و پیرامون dow می باشد.

چهارم - در زبان انگلیسی کلمات low (پایین، کوتاه)، row (ردیف، صف)، bow (خم شدن) و sow (کاشتن) همان صدای بلند اُ را در فارسی دارند که با ow نشان داده می شوند. مثال بهتر کلمۀ know (دانستن) است که همان "نو" در خود نوروز است، منتهی با حرف ساکن k قبل از n که در آغاز کلماتی چون knife (کارد، چاقو) و knee (زانو) نیز وجود دارد.

پنجم - با آنکه شواهد بالا از علم آواشناسی جای بحثی باقی نمی گذارد و به اصطلاح حجّت را تمام می کند، با این حال، بسیاری از هموطنان عزیزمان در آمریکا یا کشور انگلیسی زبان دیگر، سه حرف اوّل کلمۀ Nowruz را به چشم کلمۀ انگلیسی now به معنی حالا یا اکنون نگاه می کنند و این ذهنیّت طبعاً مانع از پذیرش اصول علم آواشناسی یا Phonetics می شود. این دسته از هموطنان عزیز توجّه نمایند که حتّی آمریکایی ها که از کودکی با واژۀ now (حالا) آشنا هستند، Nowruz را همچون ما ایرانیان تلفّظ می کنند.

ششم - در مورد سه حرف بعدی (ruz)، باید گفت که نوشتن oo در زبان های لاتینی معمول نیست و در زبان انگلیسی oo گاهی مانند blood (خون) صدای آ می دهد، و نوشتن ou نیز مانند route (مسیر) و count (شمردن) برای صداهای دیگر است. در هر حال، استفاده از حرف u برای صدای "او" در کلمۀ "روز" (ruz) از متداول ترین دستورالعمل های نوشتن فارسی با حروف لاتین (transliteration) است که ضرورتی بر بحث و توضیح بیشتر پیرامون آن نیست.

* * *

آنچه در زیر می آید دلیل و اثبات بر حقّانیّت نگارش Nowruz نیست، زیرا دلایل آواشناسی نامبرده در بالا پشتوانۀ قوی آن گونه نوشتن است، ولی برای آگاهی از پذیرش این شیوۀ نگارش و میزان تداول آن بد نیست به موارد زیر نیز توجّه گردد:



۱. در جلسۀ مورّخ ۱۱ اوت ۲۰۰۴ یونسکو، نوشتن نوروز به صورت Nowruz به اتّفاق آراء مورد تصویب نمایندگان "کشورهای برگزارکنندۀ نوروز" شامل ایران، آذربایجان، ازبکستان، افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان و هندوستان قرار گرفت و از آن پس یونسکو این شیوۀ نگارش را در ارتباطات جهانی خود معمول نموده است. این کشورها با وجود شیوه های مختلف تلفّظ، به شیوۀ نگارش Nowruz رأی داده اند.

۲. از دکتر احسان يارشاطر بنيان گذار دايرةالمعارف ايرانيکا، بزرگترين و معتبرترين مرجع ايران شناسی در زبان انگليسی، در مورد نحوۀ نوشتن کلمۀ نوروز با الفبای لاتين سؤال شد. ایشان در پاسخ چنین اظهار داشتند: "نوروز يک کلمه است، بدون فاصله یا خط تیره، و نگارش آن نه فقط برای انگلیسی زبانان بلکه برای دیگر ملیّت ها نیز براساس قواعد علم آواشناسی یا Phonetics به صورت Nowruz می باشد."

۳. زنده یاد دکتر محمد مقدم، استاد برجستۀ زبان شناس دانشگاه تهران، در سال ۱۹۳۸ (قبل از جنگ جهانی دوم) در رسالۀ دکترای خود زیر عنوان "ریشه های هند و اروپایی جشن های سال نو ایرانی" برای دانشگاه Princeton آمریکا، نوروز را به صورت Nowruz نوشته است.

۴. دو کشور آمریکا و کانادا نوروز را در ۲۱ مارس به رسمیّت شناخته اند. در آمریکا (کاخ سفید، کنگره و وزارت امور خارجه) و در کانادا (دولت و پارلمان) در اسناد و مکاتبات رسمی، نوروز را به شکل Nowruz می نویسند. (به پیام های شادباش رؤسای جمهور توجّه فرمایید.)

۵. دانشگاه های کمبریج و اکسفورد و بنیاد میراث ایران و بسیاری از بنیادها و مراکز ایران شناسی و نیز کانون ها و انجمن های ایرانی در خارج از ایران این شیوۀ نگارش را اتّخاذ نموده اند.

***


سه‌شنبه، آذر ۲۲، ۱۳۹۰

موضوعات چالش برانگيز

گاهي تا در عمق فاجعه قرار نگيري ممكن نيست متوجه اهميت موضوع شوي!
مسائل و موضوعات بسياري وجود دارند! نمي خواهم روده درازي كنم بنابراين يكراست مي روم سر اصل موضوع.
قبل از آن؛ مي خوام چيزي را بگويم و آن اينكه اين روزها همه ي  ما ممكن است عملا در فاجعه اي قرار بگيريم كه از پيش برايمان رقم خورده باشد و اينكه در آن موقعيت هنگامي كه پي به آن برده ايم آن را هنوز هم فاجعه بناميم يا نه؛ بستگي به طرز تفكر و جهان بيني و فلسفه ما از زندگي دارد.
ديدن فيلمي مثل  The Unfaithful يا Malena  يا  اين قبيل فيلمها دقيقا چنان دردي را برايمان متصور مي شوند! اما آيا همه ي عقايد و تصميم گيري ها يكسان است؟ مسلما خير!



پنجشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۰

!!!

خیلی وقته که یادداشتهام دارن توی سرم مچاله میشن. خیلی وقته که دیگه اینجا چیزی مچاله نشده. شاید فیلترینگ خودش دلیل بزرگی بوده اما نه. هر فصلی حکایت خودشو داره اما سرانجام مچاله میشه. خوب می دونم

دوشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۰

زن

زن، فرودست ترین دنیاست
آری چنین است
بیندیش و کاری کن
مجبورش می کنیم که صورتش را رنگ کند
و برایمان برقصد
اگر نخواهد برده باشد می گوییم دوستمان ندارد
اگر واقعی باشد می گوییم ادای مردان را درمی آورد
او را مدام تحقیر می کنیم
اما چنین می نماییم که روی سرمان جا دارد
...

پ.ن. : ترانه ای جان لنون
پ.ن.2: به مناسبت روز زن اسلامی
پ.ن.3: بعضی ها 8 مارس را قبول ندارند